تکامل

سلام

تکامل انسان خیلی جالبه

۱- Australopithecus که 120 سانتی متر قدش بوده و راست راه می رفته، ظرفیت جمجمش هم 600cc.

2- Homo habilis راست راه می رفته و همه چیز خوار بوده. ظرفیت جمجمش 750 بوده. قد 120 و وزن

40-50.

3- Homo erectus که هم نوع خوار بوده و با وجود این زندگی اجتماعی هم داشته (فکر کنین تو غار نشستین دارین با هم گپ می زنین  ولی دائم تو اضطراب که طرفتون یه وقت شما رو نخوره، اونوقت اونم یه همچین فکری راجع به شما می کنه).

4- Homo sapiens ها که خودشون سه دسته ان:

- انسان نئاندرتال: قد کوتاه، دست و پای کوتاه، بدون چانه، سنگین وزن و ظرفیت جمجمه 1450. توسط یه گروه با قدرت بدنی کمتر اما باهوش تر منقرض شدن و ما از نسل اونا نیستیم.

- انسان کرومانیون: قد بلند (180-160) بدون قوس ابرویی ظرفیت مغزی 1600 (بیشتر انسان امروزی که 1350ه)، باهوش تر و با فرهنگتر از ما بودن. این گروه نئاندرتال ها رو منقرض کردن

- و سرانجام انسان امروزین Homo sapins sapiens: هر ویژگی تو خودتون می بینین می تونین بزارین تو این قسمت .

تازه من خیلی چیزارو اینجا ننوشتم که ماجرای تکامل رو جالب می کنه. در ضمن اصلا قصد ندارم وارد مسائل مذهبی بشمااا.

اینم جالبه

ادامه نوشته

چندگاهیست

چندگاهيست وقتي مي گويم :
اللهم کن لوليک الحجة بن الحسن
با آمدن نام دلربايت دلم نمي لرزد

چندگاهيست وقتي ميگم :
صلواتک عليه و علي آبائه
به ياد مصيبتهاي اهل بيتت اشک ماتم نميريزم

چندگاهيست وقتي ميگم :
في هذه الساعة
دگر به اين نمي انديشم که در اين ساعت کجا منزل گرفته اي

چندگاهيست وقتي ميگويم :
و في کل الساعة
دلم نمي سوزد که همه ساعاتم از آن تو نيست


چندگاهيست وقتي ميگم :
وليا و حافظا
احساس نمي کنم که سرپرستم، امامم کنار من ايستاده و قطره هاي

اشکم را به نظاره نشسته است

چندگاهيست وقتي ميگم :
و قائدا و ناصرا
به ياد پيروزي لشکرت، در ميان گريه لبخند بر لبم نقش نمي زند

چندگاهيست وقتي ميگم
و دليلا و عينا
يقين ندارم که تو راهنما و نگهبان مني

چندگاهيست وقتي ميگم :
حتي تسکنه أرضک طوعا
يقين ندارم که روز حکومت تو بر زمين،
من هم شاهد مدينه فاضله ات باشم

چندگاهيست وقتي ميگم :
و تمتعه فيها طويلا
به حال آناني که در زمان دراز حکومت
شيرين تو طعم عدالت را مي چشند غبطه نمي خورم

اما چندگاهيست دعاي فرج را چند بار ميخوانم
تا هم با آمدن نامت دلم بلرزد
هم اشکم بريزد

هم در جست و جويت باشم،

هم سرپرستم باشي،

هم به حال مردمان عصر ظهور غبطه بخورم و

هم احساس کنم خدا در نزديکي من است

منبع: وبلاگ یک وجب دل

http://ye-vajab-del.blogfa.com/

روز پدر

- می‌شد همه شب‌های شعب، نخوابد توی بستر پیامبر، می‌شد جانش را سپر بلای رسول نکند، فقط یکی از آیه‌های قرآن کم می شد؛ "وَ مِن النّاس مَن یشری نفسه ابتغاء مَرضات الله١." می‌شد توی رکوع انگشترش را به آن فقیر انفاق نکند. فقط شاید یکی از آیه‌های قرآن نازل نمی‌شد؛ ‌"انّما ولیّکم الله...و یؤتون الزّکوه و هُم راکعون٢." می‌شد این‌قدر عزیز نباشد برای پیامبر. که قرآن نگوید" اَنفسنا٣." که همه نگویند «انفسنا»ی ماجرای مباهله، علی بود؛ جانِ پیامبر. می‌شد با هم‌سرش، با بچه‌هاش، آن سه روز، افطارشان را به مسکین و یتیم و اسیر ندهند، فقط قرآن دیگر "هَل اَتی۴ "نداشت. می‌شد آن‌قدر شجاعانه و دلیرانه نجنگد که قرآن حتی به ضربه سمّ اسبش قسم بخورد؛ "و العادیات ضبحاً. فالموریات قدحاً۵." می‌شد باب مدینه علم نبوی نباشد، که دوست و دشمن بگویند "مَن عِنده عِلم الکتاب۶،" علی‌ست. می‌شد این‌قدر ولایتش مهم نباشد که توی حج آخر آیه بیاید "بلِّغ ما اُنزل الیک من ربک فاِن لَم تفعل فَما بلّغت رسالته٧ "که دست عزیزی دستش را بالا ببرد و بگوید "من کنت مولاه فهذا علیٌّ مولاه." که خدا جبرییل را دوباره روانه کند؛ "اَلیوم اکملت لکُم دینکُم و اتممتُ علیکُم نعمتی...٨ "
- می‌شد؟! می‌شد اگر او علی‌بن‌ابیطالب نبود؛ خبر بزرگ؛‌ نبأ عظیم. امشب، شب آمدنِ‌کسی‌ست، که اگر نمی‌آمد، اقلّش، سیصد تا از آیه‌های قرآن کم می‌شد.٩



1. بقره 207
2. مائده 55
3. آل عمران 61
4. سوره دهر
5. عادیات 1و 2
6. رعد 43
7. مائده 67
8. مائده 3
9. ابن عبّاس می‌گوید: نزلت فی علی ثلاث مائه آیه: سیصد آیه در شأن علی نازل شده است.


دخترکی موقع خواب سخت پاپیچ پدر بود و از او می پرسید: زندگی یعنی چه؟ پدرش از سر بی صبری گفت:زندگی یعنی عشق..... دخترک با سر پرشوری گفت:عشق را معنا کن!! ...پدرش پاسخ داد:بوسه گرم تو بر گونه ی من دخترک خنده بر آورد ز شوق..... گونه های پدرش را بوسید سپس گفت: پدر....!عشق اگر بوسه بود......بوسه هایم همه تقدیم تو باد.................
 
 
(((( روز پدر مبارک.))))

امشب یه ماه گرفتگی هم داریم.

تاریخ

خدایا من امتحان درسهای عمومی رو دوست ندارم. حتی اگه تاریخ باشه

روز بارانی

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و
به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی
چتر آورده بودی
و من غافلگیر شدم

سعی می کردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود
و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری
چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد
.
و
و
و
و
چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم
.
.
.
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم
تنها برو
.
.
دکتر علی شریعتی
ادامه نوشته

لیله الرغائب

فردا چقدر شب خوبیه. من که آرزومو از حالا آماده کردم. منتظرم خدا هم آماده بشه

ای احد

خدايا!
دلم به وسعت آسمان مهربانيت گرفته
اي بيدار هميشگي،
اي همدم وحشت و تنهايي،
اي "احد"
دستم گير
که زمين،با همه وسعتش برايم تنگ است...
که لحظه هايم پر از ننگ است...

خدایا راه درست کدومه؟

سلام

هیچ وقت فکر نمی کردم یه پیام با متن " هرچی تو بخوای گلم تو جون بخواه" از خط من به یکی از دوستان به اندازه ی تعجبی که این دوستمون کرد و با پیامی با متن " ندا؟؟؟ این تو بودی؟؟؟؟!!!!!!!!" در جواب، این تعجب رو نشون داد، تعجب برانگیز باشه. که من مجبور بشم براش توضیح بدم که تعجبش درست بوده "نه. کار دو تا بچه شیطون بود، شما ببخش. نمیشه دو دقیقه تنهاشون گذاشت"


اصلاحیه

من منظورم این نبود که کار بدیه. منظورم این بود که یعنی من چجوریم که دوستم اینقدر تعجب می کنه

پیوندهای روزانه

من همچنان پیوندهای روزانه رو به روز می کنماااا

یادمان باشد

یادمان باشد که همیشه ذره ای حقیقت پشت هر “فقط یه شوخی بود”
کمی کمی کنجکاوی پشت “ه...مینطوری پرسیدم”
قدری احساسات پشت “به من چه اصلا”
مقداری خرد پشت “چه میدونم”
واندکی درد پشت “اشکالی نداره” وجود دارد

زن

When god created woman he was working late on the 6 th day

وقتی خدا زن را می آفرید تا دیر وقت روز 6م کار می کرد

An angle came by and:”why spend so much time on that one?"

یکی از فرشتگان نزد خدا آمد و عرض کرد:چرا اینهمه زمان صرف این مخلوق می کنی؟

And the lord answered :

خداوند فرمود:

? have you seen all the specificaitions I have to meet to shap her

آیا از تمام خصوصیاتی که برای شکل دادنش می خواهم در او بکار ببرم اطلاع دارید؟

She must be washable , but not made of plastic , have more than 200 moving parts which all must be replaceable and she must function on all kinde of food , she must be able to embrace several kids at the same time , give a hug that can heal anything from a bruised knee to a broken heart and she must do all this with anly twe hands.

او باید قابل شستشو باشد ، اما نه از جنس پلاستیک ، با بیش از 200 قسمت متحرک با قالبیت جایگزینی . او آنها را برای تولید انواع غذاها بکار ببرد. او باید قادر باشد چند کودک را همزمان در آغوش بگیرد ، آغوشش را برای التام بخشیدن به هر چیزی از یک زانوی زخمی گرفته تا یک قلب شکسته بگشاید . او باید تمام اینکارها را با دو دستش انجام بدهد.

The angle was impressed , “just twe hands… impressible.

فرشته تحت تاثیر قرارگرفت ،فقط با دو دستش .... این غیر ممکن است.

And this is the standard modle?

آیا این یک مدل استاندارد است؟!

too mush work for one day … wait until tomorrow and then complete her

اینهمه کار برای یک روز ... تا فردا صبر کن و آنوقت او را کامل کن.

“ I will not” , said the lord . “ I am so close to complete this creation , will be favourite of my heart"

خدا فرمود :اینکار را نخواهم کرد و خیلی زود این موجود را که محبوب دلم است را کامل خواهم کرد.

She cures herself when sick and she can work 18 hours a day.

وقتی که ناخوش است ،ازخودش مراقبت می کند. او می تواند 18 ساعت در روز کار کند.

The angle came nearer and touched the woman. “But you have made her so soft , lord"

فرشته نزدیکتر آمد و زن را لمس کرد. اما ای خدا او را بسیار لطیف آفریدی.

“she is soft”, said the lord. “ but I halve also made her strong . you can’t imagine what she can endure and overcome.

خداوند فرمود:بله او لطیف است، اما او را قوی نیز ساخته ام .نمی توانی تصور کنی که او چه سختی هایی را می تواند تحمل کند وبر آن فائق شود.

“ can she think?” the angle asked.

فرشته پرسید آیا او می تواند فکر کند؟

The lord answered:”not only can she think ‘ she can reason and negotatiate.

خداوند پاسخ داد : نه تنها می تواند فکر کند ، بلکه می تواند استدلال و بحث کند.

The angle touched the womans cheek….

فرشته گونه های زن را لمس کرد...

“lord ‘ it seems this creation is leaking ! you have put too many burdens on her.”

خدایا به نظر می رسد این موجود چکه می کند ، شما مسئولیت بسیار زیادی بر عهده او گذاشته ای.

“she is not leaking … it’s a taer”. The lord corrected the angle .

"او چکه نمی کند ... این اشک است ." خداوند گفته فرشته را اصلاح کرد.

“what is for?” asked the angle.

فرشته پرسید: این اشک به چه کار می آید؟

And the lord said: “tears are her way of expressing grief, her doubts , her love , her loneliness , her suffering and her pride”

و خداوند فرمود : اشکها وسیله او برای بیان غم ها وتردیدهایش ، عشق اش و تنهایی اش ، تحمل رنج ها و غرورش است.

The made impression on the angle; “ lord , you are genus you thought of everything . the woman is indeed marvelous!”

این گفته فرشته را بسیار تحت تاثیر قرار داد و گفت: "خدایا تو نابغه ای ،تو فکر همه چیز را کرده ای ،زن واقعا موجود شگفت انگیزی است.

Indeed she is ! woman has strengths that amazes man. She can handle trouble and carry heavy burdens.

آری او واقعا شگفت انگیز است! زن توانایی هایی دارد که مرد را شگفت زده می کند . او مشکلات را پشت سر می گذارد و مسئولیت های سنگین را بر دوش می کشد.

She holds happiness ‘ love and opinions . she smiles when feeling like screaming.

او شادی, عشق و اندیشه را با هم دارد . اومی خندد هنگامی که احساسی شبیه جیغ کشیدن دارد .

She sing when she feels like crying , crys when she is happy and laughs when she is afraid.

او آواز می خواند وقتی احساسی شبیه گریه کردن دارد ، گریه می کند وقتی که خوشحال است و می خندد وقتی که ترسیده است.

Her love is unconditional.

عشق او مطلق و بدون قید و شرط است.

She crise when her kids are victorious. She is happy when her friends do well. She is glad when she hears of a birth or a wedding.

وقتی فرزندانش موفق می شوند گریه می کند. واز اینکه دوستانش روزگار خوشی دارند خوشحال می شود او از شنیدن خبر تولد و عروسی شاد می شود.

Her heart is broken when next of kin or friend dies.

وقتی دوستان و نزدیکان او فوت می کنند دلش می شکند.

But she finds the strength to get on with life.

ولی او برای فائق آمدن بر زندگی نیرو می گیرد.

She knows that a kiss and hug can heal a broken heart.

او می داند که یک بوسه و یک آغوش می تواند یک دل شکسته را التیام بخشد.

There is only thing worng with her

او فقط یک اشکال دارد

She forgets what she is worth…..

فراموش می کند که او چه ارزشی دارد......

میلاد حضرت فاطمه، روز زن و روز مادر مبارک همه تون.

ارشد

نتایج ارشد آمد... ما که آزمون تربیت مدرس شرکت کرده بودیم شدیم ۳۸ مجاز هم نشدیم .